پلاک 1136
داستانی.اجتماعی.تفریحی و... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی
 وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب                      
تولستوی را فحش مالی کرد
 
،تولستوی کلاهش را از سرش

 برداشت و … محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون
 
تولستوی هستم
 .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را

 زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی

 خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید
 

[ جمعه 8 دی‌ماه سال 1391 ] [ 05:52 ب.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 26054



  • سبحان
  • سخیف
  • ضایعات